عبد الرضا سالار بهزادى

121

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

سرزمينهاى تركستان ازبك ، قرقيز ، تا كاشغر در خاك چين ( 1876 ) و ناحيهء مرو و سرزمين تراكمهء آخال ( 1881 ) به دست قواى تزارى افتاد . درهمين اوقات مأمورين انگليسى نيز در هيأتها و شكلهاى مختلف از درويش مسلمان جهانگرد ( وامبرى در 1866 ) تا سيّاح چينى ( بوتلر در 1876 ) به ميان ملل آسياى مركزى در رفت‌وآمد بوده ، علاوه بر تحصيل اطلاعات دست اوّل از چگونگى اوضاع و اقدامات روسيه ، اين ملل و طوايف را به مقاومت در برابر تهاجم روسها وامىداشتند كه مخصوصا اثر آن در دفاع جانانهء تراكمهء ماوراء خزر در منطقهء گوگ تپه در برابر تهاجم روسيه در 1876 نمودار گرديد . اينك در 1862 / 1278 در ديوار دفاعى هندوستان تنها منطقه‌اى كه ترتيب قطعى براى آن مطابق نقشهء انگلستان داده نشده بود منطقهء بلوچستان بود . در آن هنگام خان كلات قسمتهاى شرقى بلوچستان را تحت اداره يا نفوذ خود داشت . در غرب بلوچستان همانطور كه پيش ازين اشاره شد ، قبلا حاكميت قطعى دولت ايران تنها تا حول و حوش بمپور گسترش داشت و با سركوب نمودن محمد على خان ناروئى و دوستمحمد خان بلوچ دولت ايران از طريق آنها حاكميت خود را بر نواحى تحت نفوذ آن سرداران اعمال مىنمود . از آغاز دههء 1270 هجرى حكومت بلوچستان ايران در دست ابراهيم خان بمى قرار گرفت . سايكس در تاريخ ايران مىنويسد : « ناصر خان 215 در سال 1795 ميلادى درگذشت و پس از مرگش بلوچستان صحنهء يك هرج‌ومرج ممتد و طولانى شده و اين ايالت بين عده‌اى از رؤساى قبايل تقسيم گرديد و آنها هم دائما با يكديگر در زدوخورد بوده و به ايران حملاتى مىكردند . در سلطنت محمد شاه دولت ايران ادعاهاى خود را بر آنجا تجديد نمود و به وسيلهء مداخله و وساطت ابراهيم خان بمى ناحيه پس از ناحيهء آن ايالت ضميمهء خاك ايران شد » . 216 همين مورّخ انگليسى كه سالها مأمور سياسى و نظامى انگلستان در نقاط مختلف ايران و بيش از همه در كرمان و بلوچستان ، بوده است ، در كتاب ديگر خود ده هزار ميل در ايران كه به سفرنامهء سايكس مشهور است ضمن شرح تاريخچهء مختصرى از بلوچستان مىنويسد : « . . . قضيهء آقا خان [ محلاتى ] به استقلال بلوچستان لطمه وارد آورد و موجبات سقوط اين ناحيه را فراهم كرد . محمّد على خان نيز كه از سركردگان نهروئى [ ناروئى ] بود به وسيلهء خيانت يكى از بستگان خود به دست قواى دولتى افتاد و به تهران فرستاده شد و تا پنج سال در آنجا توقيف بود ، 217 و بعد كه آزاد شد به وطن مراجعت و شبانه به پادگان بمپور حمله كرد ، ولى پس از چندى شكست خورد و به ميناب رفت و در بيابانهاى آن حوالى وفات يافت . دولت نيز چاكر خان و حسين خان فرزندان او را دو سال در تهران توقيف و بعد مرخص نمود . دو نفر از سركردگان طايفهء قاجاريه نيز مأمور اين ناحيهء پركشمكش شدند ، ولى موفقيتى حاصل نكردند و بالاخره ابراهيم خان بمى كه نانوازاده ، ولى در عين حال فوق العاده رشيد و جنگجو بود صلح و آرامش را در بلوچستان برقرار ساخت . . . سر اليور سنت جان در 1872 [ 1288 ه . ق . ] در توصيف او چنين مىنويسد : « حاكم بم و نرماشير و بلوچستان شخصى است كوتاه اندام كه چهل و پنج الى شصت سال از